کدیور نیوز

فرزندان عناصر تندروی مشارکت و مجاهدین در فهرست اپوزیسیون
نویسنده : - ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٢
 

جریان ضد انقلاب برنامه ریزی جدیدی را برای جذب برخی افراد و فرزندان آنها که در خارج از کشور حضور دارند جهت فعالیت در لایه ها ی مختلف جریانات اپوزیسیون آغاز کرده است.

 ندای انقلاب نوشت:ضد انقلاب خارج نشین در برنامه ای میان مدت در حال پوست اندازی و جانشینی برخی از افراد جوان و فرزندان برخی سیاسیون داخلی به جای بعضی ضد انقلاب سوخته و فرتوت می باشد.

به گزارش ندای انقلاب این روزها حامیان قدیمی و جدید ضد انقلاب که سالهاست در حال هزینه کردن برای این جریان هستند برنامه ریزی جدیدی را برای جذب برخی افراد و فرزندان آنها که در خارج از کشور حضور دارند جهت فعالیت در لایه ها ی مختلف جریانات اپوزیسیون آغاز کرده اند.

این گزارش حاکی از آن است که برخی از فرزندان اعضای تندرو دو حزب منحله مشارکت و مجاهدین انقلاب که سالها پیش از ایران خارج شده اند و در تور سرویسهای امنیتی غرب به آموختن برخی موارد مشغول بوده اند در زمره این افراد قراردارند. بعضی از اعضای کمپ موسوم به مالزی که متشکل از جریانات ضدانقلاب پس از فتنه 88 هستند که در مالزی به سر می برند نیز از جمله افرادی هستند که مورد توجه حامیان غربی ضد انقلاب قرار گرفته اند.

براین اساس افرادی نظیر ساجده عرب سرخی و مرضیه آرمین از مالزی، عارفه تاج زاده و همسرش طباطبایی از کانادا،میثم و یاسر نبوی از انگلیس و کانادا ،فاطمه امین زاده از اسپانیا و برخی دیگر نظیر مزروعی و فرزندش حنیف و....ازجمله افرادی هستند که قرار است در لایه های مختلف اپوزیسیون جایگزین برخی مهره های سوخته و تکراری شوند تا شاید با توجه به جوان بودن این افراد و ارتیاطاتی که با داخل دارند بتوانند جنازه ای به نام ضد انقلاب را حرکتی دوباره بدهند.


 
 
طعنه‌‌های اپوزیسیون به خاتمی
نویسنده : - ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٢
 

انتشار سخنان خاتمی در یک محفل خصوصی همچنان که مجدداً همراهی وی با سازمان فتنه را نشان داد، باعث طعنه های تند نسبت به وی از سوی محافل اپوزیسیون شد.

  روزنامه کیهان ستون اخبار ویژه امروز چهارشنبه خود را به موضوعات زیر اختصاص داد:


*ای نامردها! فقط می خواستید ما را بدبخت کنید؟!

انتشار سخنان منافقانه خاتمی در یک محفل خصوصی آن هم از سوی یک رسانه وابسته به ضدانقلاب خارج نشین، همچنان که مجدداً همراهی وی با سازمان فتنه را نشان داد، باعث طعنه های تند نسبت به وی از سوی محافل اپوزیسیون شد.

سایت ضدانقلابی میهن (وابسته به شماری از روزنامه نگاران زنجیره ای فراری و برخی سران تجدیدنظر طلب گروهک های مارکسیستی) سخنان خاتمی را در دیدار با جمعی از فعالان سیاسی منتشر کرد که تاکنون منتشر نشده است. وی در این ملاقات می گوید «ما از سال 84 نباید در انتخابات شرکت می کردیم. متاسفانه از اشتباه ما بود... بنده نظرم این است که در صورت عدم تحقق شروط مان این بار در انتخابات شرکت نکنیم و نمی توانیم آتش تنوری بشویم که نانش برای کس دیگری پخته می شود. هر چند باید در این مورد اجماع صورت بگیرد. این امکان که تا انتخابات حوادث زیادی پیش بیاید هست، اما تا امروز هیچ نشان روشنی برای برگزاری یک انتخابات سالم دیده نمی شود»!

وی در حالی که جزو متهمان اصلی آشوبگری و جنایات انجام گرفته در فتنه 8 ماهه سال 88 است، ادعا می کند: مگر ما می توانیم از حقوق مردم بگذریم؟ گیرم که تمام کسانی که در این حوادث کشته دادند بیایند بگویند از خون فرزندمان گذشتیم! اما مگر می توان از حقوق حقه مردم گذشت؟ خیر. زندانیان سیاسی حتما باید آزاد شوند. فضای امنیتی باید باز شود. انتخابات باید آزادانه برگزار شود. مگر با آقای موسوی و کروبی قرار نگذاشتیم که سه شرط فوق را داشته باشیم و به آینده نگاه کنیم؟

حرف های من می تواند اتمام حجت تلقی شود هر چند به نظر نمی رسد گوش شنوایی وجود داشته باشد.

این سخنان در حالی است که وی اخیراً در سخنانی که از سوی دفتر وی منتشر شد، با فریبکاری و دغلبازی تمام و برای اینکه بتواند ناظران انتخاباتی را - به خیال خام خود- فریب دهد مدعی شده بود طرفین حوادث سال 88 همدیگر را ببخشند و آشتی ملی کنند! از سوی دیگر معلوم نیست این چه نوع اتمام حجتی بوده که خاتمی در پستو با رفقای محفلی کرده اما حاضر به انتشار عمومی آن نشده و پس از مدت ها یک سایت گروهکی و ضدانقلابی آن را منتشر کرده در حالی که اعلام می کند فایل صوتی سخنان را هم در اختیار دارد!

به دنبال افشای این سخنان، سایت ضدانقلابی خودنویس به رغم استقبال از نزدیکی دوباره خاتمی به فتنه گران، مواضع بی ثبات وی را مورد سوال قرار داد و نوشت: این سخنان با مواضع پیشین خاتمی چندان هماهنگ نیست، چرا که او خود در سال 1387 برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری اعلام آمادگی کرده بود. اما اگر امروز به این نتیجه رسیده است که نباید در انتخابات از سال 1384 حاضر می بوده، مدعیان «تحریم» انتخابات می توانند بر ایده شان مجددا پای بفشرند و بگویند که خاتمی اصلاح طلب خود به همان نتیجه ای رسیده که آنها از سال ها قبل به آن رسیده بوده اند.

این پایگاه ضدانقلابی همچنین با تردید نوشته است: باید دید اولا خاتمی این سخنان را تایید می کند یا نه؟ و اگر تایید می کند، تا کجای کار در برابر جناح حاکم - جمهوری اسلامی- برای تحقق شرط هایش می ایستد. 12 سال پیش در چنین روزهایی، دولت خاتمی عملا قافیه را به جناح حاکم باخت، درست در روزهایی که خاتمی در اوج محبوبیت بود. امروز اما شرایط خاتمی مثل آن روزگاران نیست و طرفداران بسیاری از او فاصله گرفته اند.

در همین حال، سایت جرس به انتقاد از سخنان مسعود بهنود پرداخت که در حمایت از خاتمی (شرکت در انتخابات) و رد موضع تحریم کنندگان انتخابات گفته بود 60 درصد مردم در انتخابات شرکت می کنند و تحریم بی معناست. جرس نوشت: بهنود می گوید 60 درصد مردم در انتخابات مجلس شرکت می کنند، حتی اگر یکی از شروط مخالفان برآورده نشود. اما سؤال اینجاست که پس اهمیت و لزوم جنبش سبز در کجای معادله جای می گیرد؟ اگر وضعیت جنبش سبز در آینده هیچ تأثیری بر انتخابات نخواهد گذاشت، پس لزوم کنش سیاسیون منتقد و مخالف چیست؟ اگر طبق پیش بینی آقای بهنود، شصت درصد مردم در هر صورتی در انتخابات شرکت کنند، چه لزومی به بیان کف خواست ها از سوی سید محمد خاتمی هست؟

زمانی که مردم برایشان اهمیتی نخواهد داشت که جنبش سبز به خواست هایش برسد یا نه! اگر بخواهیم پیش بینی مسعود بهنود را حتمی بدانیم، پس باید از فعالیت دست بشوییم چون برای مردمی که شصت درصد در ا نتخابات شرکت خواهند کرد، نه شروط خاتمی اهمیتی دارد و نه حصر رهبران جنبش سبز! و حضور شصت درصدی در انتخابات مجلس نیز مشروعیت لازم به حاکمیت را خواهد داد و آنها الزامی برای تن دادن به خواست جنبش در خود نخواهند دید. اظهارات آقای بهنود می تواند جنبش را به بی عملی برساند. با این اوصاف یا باید به سمت حرکات انقلابی رفته یا همچون برخی اصلاح طلبان مجلس نشین از جنبش سبز اعلام برائت کنیم. جرس توضیح نداد که فعالیت اپوزیسیون تحت پوشش جنبش سبز!! یک دستورالعمل دیکته شده است و نیازی به انگیزه شخصی افراد ندارد.

از سوی دیگر «بالاترین» در مطلبی تند به افرادی نظیر محتشمی پور، ابطحی، کرباسچی و دیگران حمله کرد و نوشت: کسانی که در ستاد آقای میرحسین و کروبی فعالیت کردند بعد سکوت کردند، خائن به ملت هستند. چند روزی است که چهره اصلاح طلبان، آقای خاتمی و برخی دیگر که ممنوع الچاپ مطلب و تصویر بودند، در روزنامه ها تصویر و مطالبشان دیده می شود. بسیار عالی، امری است مبارک که نشان از برخی توافقات دارد. توافقاتی که حداقلش آن است که اجازه داده اند که مطالب اصلاح طلبان در رسانه ها چاپ شود. روی سخن با اصلاح طلبانی است که در آن زمان که بوی پست و مقام به مشامشان می رسد حی و زنده هستند اما در زمانی که باید هزینه بپردازند الفاتحه... تشریف ندارند. آقای علی اکبر محتشمی پور آیا شما در قید حیات هستید؟!

آخر مرد حسابی تو رئیس کمیته صیانت از آرا بودی و آمدی گفتی اساساً انتخاباتی که برگزار شده از ریشه باطل است چون نابرابر بوده تو رئیس کمیته صیانت از آرا بودی آن وقت عماد بهاور باید در زندان باشد؟ ابطحی شما در فیلم انتخاباتی کروبی، از کروبی با کنایه حرف زدی، آن وقت هزینه اش را باید هاله سحابی بدهد؟ آقای کرباسچی شما همراه با کروبی ندای تغییر سر دادی آن وقت جنازه ندا باید در کف خیابان باشد؟ نمی گویم شما هم می آمدید در تظاهرات، نمی گویم می آمدید شعار می دادی ولی حداقل یه آخی یه اوخی، حداقل صدایی از شما برمی خاست ای نامردان. تک تک کسانی که در ستاد آقای میرحسین موسوی و شیخ کروبی فعالیت کردید بعد سکوت کردید بدانید که در افکار مردم خائن هستید و محکوم. شما اصلاح طلب نبودید فرصت طلب بودید.

بالاترین در مطلب دیگری خطاب به خاتمی نوشت: آقای خاتمی! یکی به نعل میزنی یکی به میخ؟ شرکت می کنیم؟ نمی کنیم؟ ها!؟ دیگه ما ازین داستانا و مسخره بازی ها خسته شدیم و طاقت این حرکات رو نداریم! ببخشید! ولی شما خودت نمی فهمی داری چی میگی! ملت هیچ وقت چنین چهره ای که هر روز یه حرفی میزنه و هم این طرفو داره هم اون طرف رو نمی پذیرند! پس آقای خاتمی برو یه فکری به حال خودت بکن که دوباره بهت نگن محمد پیرپکاجکی! مثل این که شما و دارو دسته تون واقعاً یه پیچ تو دلتون افتاده که نمیفهمین دارین چیکار می کنین!


*کشورهای اسلامی جاسوسان موساد را دیپورت می کنند!

کشورهای مختلف اسلامی، سفرای پیشنهادی اسرائیل را رد می کنند، زیرا آنها را مزدوران موساد برای جمع آوری اطلاعات از ایران می دانند.

این عنوان گزارشی از روزنامه القدس العربی است که اطلاعات مهمی را درباره رویارویی پنهان کشورهای مسلمان و جنایتکاران صهیونیست افشا می کند.

روزنامه القدس العربی چاپ لندن در شماره دیروز خود نوشت: حتی طرفداران سیاست خارجی لیبرمن وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی هم اذعان دارند که از زمان انتصاب وی، وضع اسرائیل در جهان در بدترین شرایط از سال 1948 میلادی تاکنون قرار دارد و وجهه آن در افکار عمومی جهان به صورت بی سابقه ای مخدوش شده است. منابع سیاسی بلندپایه در تل آویو فاش کردند کشور ترکمنستان در چند روز گذشته برای دومین بار در یکسال و نیم گذشته تعیین سفیر جدید اسرائیل در این کشور را رد کرد.

وزارت امور خارجه ترکمنستان به تل آویو اعلام کرد مخالف تعیین حایی کورین دیپلمات اسرائیلی به عنوان سفیر این رژیم است، زیرا از نظر این کشور، کورین مزدور سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل موساد است و اگر به ترکمنستان بیاید کاری جز جاسوسی علیه ایران نخواهد داشت. مشکوک بودن به کورین به این علت است که او مربی دانشکده نظامی امنیت ملی اسرائیل بود.

مقامات ترکمنستانی پیش از این رئوفین دانیل افسر بلندپایه سابق موساد را هم به عنوان سفیر اسرائیل نپذیرفته بودند. دانیل در دهه نود به علت دستیابی به تصاویر حساس از ماهواره های ساخت روسیه از مسکو اخراج شده بود.

به گفته این منابع، وزارت امور خارجه رژیم صهیونیستی از سال 2009 برای راضی کردن ترکمنستان به پذیرفتن دانیل تلاش کرد، اما این کشور او را نپذیرفت. دانیل رئیس شاخه روسیه موساد بود و اخراج وی باعث بحران دیپلماتیک بین مسکو و تل آویو شد. لیبرمن پس از انتصاب خود، افتتاح سفارت اسرائیل در پایتخت ترکمنستان را پیروزی برای خود اعلام کرد و آن را پیام قوی برای تهران دانست. مقامات ترکمنستان حاضر نشدند اعتبارنامه کورین را تحویل بگیرند. مقامات ترکمنستان از اسرائیل خواستند سفیری را به این کشور اعزام کند که برای بهبود روابط دوجانبه تلاش کند و نه اینکه مزدور موساد باشد و ماموریت او جمع آوری اطلاعات از ایران باشد. به گفته منابع مطلع این ماجرا باعث سردرگمی و دردسر وزارت امور خارجه اسرائیل شد. این نخستین بار است که یک کشور دو بار سفرای پیشنهادی اسرائیلی را رد می کند. این منابع تاکید کردند لیبرمن در حال از دست دادن صبر خود است و احتمال بستن سفارتش در ترکمنستان را بررسی می کند.

به نوشته روزنامه هاآرتص لیبرمن سال گذشته در همان تاریخ اعلام کرده بود تاسیس سفارت در ترکمنستان را خیلی مهم می داند چون این سفارت فقط 20 کیلومتر با مرز ایران فاصله دارد!

شکست های اطلاعاتی اخیر اسراییل از ایران بویژه دو کیس دستگیری عوامل ترور شهید علی محمدی و نجات محمدرضا مدحی آشفتگی شدیدی را به موساد تحمیل کرده است.


*نگرانی سرویس های اطلاعاتی غرب از عمق نفوذ فرهنگی ایران در عراق

دو روزنامه صهیونیستی و فرانسوی از گسترش نفوذ فرهنگی و سیاسی ایران در عراق ابراز نگرانی کردند.

روزنامه فیگارو نوشت: «عراق یکی از مهم ترین مراکز زیارتی برای شیعیان محسوب می شود و سالانه پذیرای هزاران زائر ایرانی است. اکنون نفوذ ایران بر محیط های فرهنگی و سیاسی عراق آشکارا حس می شود. چند ماه مانده به خروج نیروهای نظامی آمریکا از عراق، بیلان عملیات آزادی عراق که از سوی کاخ سفید آمریکا در سال 2003 میلادی و با مدیریت جرج بوش آغاز شد، خیلی با آرزوهای واشنگتن فاصله دارد. نماینده کشورهای متحد آمریکا در بغداد با ابراز شگفتی از وضع کنونی می گوید به امید سال های طلایی»!

فیگارو می افزاید: موضوعی که به طور خاص تعادل آمریکا در عراق را مقداری پیچیده می کند، موضوعی بوده است که از چند سال پیش نیز در لایه های زیرین وجود داشته است اما امروز به یک موضوع بدیهی تبدیل شده و در مقابل چشم همگان قرار دارد، این همان نفوذ ناراحت کننده ایران است. امروز نفوذ ایران به عنوان همسایه مقتدر عراق، به یکی از نگرانی های مهم کشورهای غربی تبدیل شده است. همکاری میان دو دولت شیعه عراق و ایران، همچنین ناراحتی سرویس های اطلاعاتی را باعث شده است.

روزنامه فرانسوی به نقل از یک دیپلمات غربی و یک نماینده وابسته به حزب بعث می نویسد: شیعیان عراق در دوران رژیم صدام از آزادی های امروز برخوردار نبودند. امروز حضور گسترده نیروهای ایرانی باعث احساس آزادی و تعلق بیشتر آنان شده است. اکنون گرایش مذهبی بر ناسیونالیسم غلبه کرده و در نتیجه آنها به هم احساس نزدیکی بیشتری می کنند.

فیگارو معتقد است: نفوذ ایران هیچ زمینه ای را بیشتر از زمینه فرهنگی به طور خاص تحت تاثیر قرار نداده است در چارچوب توافق به امضاء رسیده میان مقامات عراقی و مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران، پیش بینی شده است که هر سال جشنواره ای از فیلم های مخصوص امام حسین نوه حضرت محمد«ص» (پیامبر اسلام) که یکی از اصلی ترین چهره های شیعه محسوب می شود برگزار شود.

فیگارو می نویسد: ایران و عراق صفحه خاص دوران جنگ خونین میان همدیگر که آنها را در مقابل هم قرار می داد، ورق زده و روابط دیپلماتیک خود را تقویت می کنند. نوری المالکی نخست وزیر عراق با ابراز خرسندی از این موضوع اعلام کرد: بعد از سالها تنش روابط میان دو طرف به حال عادی خود برگشته است. ایران دارای 5 کنسولگری در عراق است و در ناحیه کردنشین این کشور در شمال به ایجاد یک منطقه آزاد مبادلات تجاری اقدام کرده است. فعالیت های ایران در زمینه های ساخت بیمارستان در دو شهر نجف و کربلا وسیع است و ساخت یک فرودگاه در شهر نجف از دیگر فعالیت های سازندگی ایران در عراق به شمار می رود.

همزمان روزنامه صهیونیستی جروزالم پست در گزارشی نوشت: ایران راهبردی را که در قبال لبنان در پیش گرفت، در عراق تکرار می کند. در گرماگرم بهار عربی، عراق مورد غفلت قرار گرفت و از کانون توجهات دور شد. همزمان با آماده شدن آمریکا برای خروج از عراق، ایران و متحدان منطقه ای اش به تلاش های برنامه ریزی شده خود برای به تصویر کشیدن این خروج به عنوان شکست سرعتی تازه بخشیدند.حزب الله لبنان نقشی محوری در این زمینه ایفا می کند. این راهبرد، یعنی ترکیب خلاقانه فعالیت سیاسی و نظامی که زمانی در لبنان با موفقیت اجرا شد، این بار در عراق به کار گرفته می شود.

یادآور می شود نشریات مغرض غربی از تعابیری نظیر «تحرک نظامی»، «گسترش امپراطوری»، و... برای تعامل ایران و عراق استفاده می کنند و این در حالی است که اگر این روش ها کاربردی داشت، آمریکا نباید امروز طرف شکست خورده در عراق و در قبال اتحاد این کشور اسلامی واقع می شد.


 
 
کشف بمب شیمیایی در سردشت+عکس
نویسنده : - ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٢
 
پس از گذشت 24 سال از بمباران شیمیایی سردشت یک بمب شیمیایی عمل نکرده در منطقه مسکونی این شهر پیدا شده که به گفته فرماندار این شهر اگر منفجر می شد تلفاتی بیشتر از فاجعه انسانی سردشت در پی داشت.

 به نقل از مهر، 13 تیرماه امسال یک کارگر ساختمانی در حالی که زمین را برای پی ریزی ساختمان حفاری می کرد در عمق دو متری متوجه جسمی شبیه به بمب شد. این کارگر به سرعت موضوع را به مسئولان گزارش داد و مسئولان سردشت به سرعت اطراف بمب را حصار کشیدند و برای مراقبت از آن دو نگهبان قرار دادند.

خبر کشف یک بمب شیمیایی عمل نکرده از دوران جنگ به سرعت در شهر کوچک سردشت پیچید. پس از تماس  فرماندار سردشت از تهران تیمهای ویژه خنثی سازی بمب به سمت سردشت اعزام شدند و در اولین اقدام بمب را به محل دیگری منتقل کردند.

اما پیدا شدن یک بمب شیمیایی عمل نکرده در منطقه آزادگان سردشت پرونده جدیدی را برای حمله شیمیایی به این شهر مرزی باز می کند زیرا پیش از عنوان می شد چهار فروند هواپیمای حزب بحث سه نقطه از شهر سردشت و سه روستا را مورد هدف قرار داده اند، اما اکنون با پیدا شدن این بمب احتمال می رود نقاط دیگر شهر سردشت هم مورد هدف بمب شیمیایی قرار گرفته است.

همچنین این موضوع می تواند موضوع بمباران شیمیایی سردشت را در سطح ملی و جهانی دوباره مطرح کند و با استفاده از آن حقوق به محاق رفته مردم مظلوم این شهر را دوباره به جریان اندازد.

ذبیح الله کاظمی فرماندار سردشت در مورد آخرین اقدامات انجام شده درباره بمب شیمیایی کشف شده گفت: هم اکنون کارشناسان سپاه تهران بمب را به بیرون شهر منتقل کرده اند.

وی افزود: روی بمب نمادها و علائمی وجود دارد که دال بر شرکتهای تولید کننده بمب است ولی متاسفانه با وجود کشف چنین سند محکمی که مظلومیت و قربانی شدن شهروندان سردشتی در جنگ تحمیلی را شهادت می دهد هیچ یک از رسانه ها دعوت ما را قبول نکردند وحتی صدا و سیما هم به محل اعزام نشد.

فرماندار سردشت در پاسخ به این پرسش که در صورت انفجار بمب چه تلفاتی پدید می آمد گفت: اگر این بمب منفجر می شد تلفاتی بیشتر از فاجعه انسانی سردشت رخ می داد.

بمب پیدا شده حاوی خطرناک ترین گاز شیمیایی در نوع خود است

سردار محمد باقر نیکخواه فرمانده پدافند شیمیایی در دوران دفاع مقدس گفت: بمب شیمیایی کشف شده چون در دل خاک مدفون بوده است پایداری بیش از 40 تا 50 سال دارد و قطعا از نوع خردل سولفور موستات یا همان خردل سیاه است.

وی افزود: این گاز خردل می تواند با سرعت و تاثیرگذاری سریع قربانیان خود را بیهوش کند و صدماتی مانند تاول، استفراق، مشکلات تنفسی، پوستی و چشمی ایجاد کند.

نیکخواه اظهار داشت: باید گروه خنثی سازی بقایای بمب را برای موزه جنگ ارسال کرده تا پس از مطالعات اسناد جدید را به سازمان ملل ارائه کنیم.


 
 
همراه با علی مطهری؛ از ادعای ولایتمداری تا حمله به دفتر رهبری
نویسنده : - ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٢
 
علی مطهری در روزهای اخیر مصاحبه ای را انجام که در آن نظر خود را درباره موضوعات مختلف سیاسی بیان کرد.

به گزارش خبرنگار سیاسی مشرق، علی مطهری در مصاحبه خود با خبرانلاین به سوالات مختلفی پاسخ گفته که بیشتر حول محور مسائل داخلی است. در بخشی از این مصاحبه مطهری به نوع ولایتمداری رییس جمهور اشاره و با آوردن دلایلی ولایتمداری احمدی نژاد را ماننده ولایتمداری سران فتنه می خواند.    

مطهری در ادامه این مصاحبه به حاشیه های پیش آمده در ماجرای وزارت اطلاعات اشاره و می گوید: احمدی​نژاد می​توانست بگوید که «من قانع نشدم و نمی​توانم با مصلحی کار کنم اما چون حکم حکومتی است، می​پذیرم».  

نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی در سراسر این مصاحبه بر ولایتمداری و تبعیت از ولایت تاکید دارد و در همین راستا حملات مختلفی را به رییس جمهور می کند، اما در بخشی از این گفت و گو در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه؛ البته این اقدام ایشان (اشاره به موضوع وزیر اطلاعات) مورد پسند برخی افراد هم قرار گرفت که معتقد بودند ایشان به این ترتیب از جایگاه ریاست جمهوری صیانت کردند، می گوید: بله. روش ایشان در تعامل با رهبری از یک نظر مورد تمجید است و من هم آن را می پسندم چون این گونه نیست که او برای هر کاری از رهبری اجازه بگیرد.  

مطهری در همین راستا تعدادی از نمایندگان مجلس را مورد انتقاد قرار می دهد که چرا برای هرکاری ماننده طرح سوال از رییس جمهور از رهبری درخواست اظهار نظر می کنند. وی در اظهار نظری جدید مجلس را شاخه ای از دفتر رهبری می خواند و از هیات رییسه می خواهد که با عملکرد خود استقلال مجلس را حفظ کند.  



درست پس از این اظهارات رسانه های بیگانه شروع به پوشش آن کرده و با شادمانی از سخنان علی مطهری به عنوان انتقاد از رهبری یاد کرده و به نوعی به شایعه دخالت مقام معظم رهبری در ارکان نظام دامن زدند. این رسانه های غربی که همیشه منتظر خوراک هستند با تیتر« علی مطهری: مجلس به شاخه ای از دفتر رهبری تبدیل شده است» به استقبال اظهار نظر مطهری رفتند.  

حتی با جست و جوی این تیتر در اینترنت می توان دید که بیشترین بازتاب این مصاحبه و به طور ویژه بخش خاص آن، یعنی اظهار نظر درباره استمداد نمایندگان از رهبری، در سایت های ضدانقلاب یافت می شود.  



این اولین بار نیست که سخنان علی مطهری به تیتر این رسانه ها تبدیل می شود و جدای از اعلام نظر درباره سخنان او، باید این سوال را مطرح کرد که آیا دادن خوراک به رسانه های بیگانه و اپوزیسیون (خواسته یا ناخواسته) نشان از ولایت پذیری دارد؟  

گفتنی است رهبر فرزانه انقلاب بارها تاکید فرموده اند که مسوولان و کارگزاران نظام در اظهارات خود دقت کنند تا عاملی برای هیایو توسط رسانه های بیگانه را فراهم نکنند.


 
 
مخملباف متهم فراری صدا وسیما!
نویسنده : - ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٢
 

در هفته های اخیر، شاهد پخش سریال جذاب "نابرده رنج" به کارگردانی "علیرضا بذرافشان" از شبکه 3 صدا و سیمای جمهوری اسلامی هستیم که به حق جای خود را در میان مخاطبان باز کرده است.
این سریال که باید آن را کپی مستقیم فیلم سینمایی "اخراجیهای 1" ساخته "مسعود دهنمکی" بدانیم، به تحولات روحی و درونی چند نفر که دارای مشکلات اجتماعی می باشند و با کشانده شدن ناخودآگاه به جبهه های دفاع مقدس، تحت تاثیر آن فضای معنوی قرار گرفته و متحول می شوند، پرداخته است.

یکی از نکات جالب این سریال - که به واقع فضاسازی دهه 60 در آن به طور کاملا صحیح و زیبا صورت گرفته است - تصویری است که بر دیوار اتاق کارآگاهان اداره آگاهی به چشم می خورد.

پس از فرار اسد و عماد از زندان، بیننده متوجه تصویر آن دو نفر بر دیوار اداره آگاهی می شود که در کنار مثلا چند متهم فراری و تحت تعقیب دیگر در صحنه های مختلف کرارا به چشم می آیند.

 

با کمی دقت می شود فهمید عکس دو تن از متهمین فراری، متعلق است به "محسن مخملباف" کارگردان فراری سبزلجنی که هم اکنون در کنار رقاصه ها و بازندگان و وازدگان سیاسی در کشورهای مختلف، به حراج وطن، دین و شرف خود پرداخته است و او که در اوایل دهه 60 متعصب خشکه مقدس تندرویی بود، این کار را از خانواده خود شروع کرد!

 

 

عکس دیگر، متعلق است به "علی زرکش" فرد شماره 2 و از رهبران خائن و جنایتکار سازمان مجاهدین خلق (منافقین) که در مرداد ماه 1367 هنگامی که همراه مسعود رجوی و ارتش به اصطلاح آزادی بخششان برای کمک همه جانبه به صدام وحشی به ایران حمله کرده و شهر اسلام آباد غرب را اشغال کردند، کشته شد.

علی زرکش که چند صباحی بود به برخی شیوه های رهبری رجوی بر سازمان اعتراض داشت، مورد غضب او قرار گرفت و بنا بر اظهار شاهد عینی "سعید شاهسوندی"، در حین عملیات "فروغ جاویدان" اشغال خاک ایران، توسط محافظین رجوی به ضرب گلوله از پشت سر کشته شد تا رجوی برای نوکری آمریکا و صدام هیچ مانعی نداشته باشد!

 


 
 
← صفحه بعد